ایلیای شیطون من♥
سلام شیطون بلای من، و سلام به همه دوستای خوبم ونی نی های نانازشون خیلی دوستتون دارم 
دیروز شنبه 1391/10/30 خونه تکونی عید و شروع کردم، یه آقایی رو واسه کمک آوردم چون دست تنها نمیتونستم همه کارهارو انجام بدم، دوتا اتاق خوابارو ریختیم بیرون و همه در و دیوارش و شست و تمیز کرد خواهر شوهرم آزاده هم بنده خدا از صبح اومد خونه ما کمکم کرد، خدا خیرش بده واقعا اگه نبود من نمیدونستم چه طوری باید اون همه ریخت و پاش و جمع کنم 
ازهمه سخت تر هم اتاق ایلیا بود چون تختش باید باز میشد و تک تک تمیز میشد و یه عالمه هم اسباب بازی و عروسک وایییییییییییییییییییییییییییییی
و دوباره سر هم کردن تختش
ایلیا هم تا ظهر خوب بود و خوشحال از اون همه ریخت و پاش
و حسابی کیف میکرد ولی بعدش دیگه کم کم کلافه شد
ظهر فرستادمش پائین خونه پدر شوهرم تا راحت به کارامون برسیم ولی بهونه میگرفت
وقتیم که میومد بالا به من میگفت فقط بشین تا من شیر بخورم، تو بغلم میخوابید تا میذاشتمش زمین بیدار میشد و گریه میکرد
خلاصه دیوونمون کرد 
ولی خدارو شکر به خیر گذشت و حالا وسطای بهمن به اقاهه باید بگم بیاد واسه تمیز کردن حال و آشپزخونه 
امسال خونه تکونی رو زود شروع کردم، میخوام تو اسفند راحت باشم
ولی اگه این دود و گرد و خاک تهران بذاره ما راحت باشیم 
اینم یه عکس از جیگرم این کاپشن و عمه ازاده براش خریده، دستش درد نکنه 

.......................................................................................................................
برای دیدن حرکت جدید آقا ایلیا تشریف ببرید ادامه مطلب
آقای ایلیا جدیداً یاد گرفته بود که پلاستیک سطل اشغال و در میاورد و میرفت توش ولی با چند بار اخم کردن و دعوا کردن من خدارو شکر از سرش پرید 

......................................................................................................................
اینجا فکر کنم داره فکر میکنه مامانم چشه
هم اخم کرده و هم عکس میندازه 

♥ دوست دارم یه عالمه نی نی جوووووووووووووووونم ♥


ایلیای شیطون من♥
